تبليغاتX
پابرهنه در کویر

فیلتر می شویم

 

اگرچه همیشه فکرش را کرده بودم که ممکن است روزی فیلتر شوم باور نمی کردم که اینقدر دردم بیاید وقتی ببینم که روی صفحه ی مجازیم را پرده ای سفید گرفته است که روی این پرده ی یکنواخت با بی سلیقگی تمام نوشته اند:

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد

 

در سالی که بر عمر این صفحه گذشت چنان به آن خو گرفته بودم که جزء بزرگی از زندگیم شده بود. دوستانی را در این خانه یافته ام که در زندگی حقیقی بارها جسته بودم و نیافته بودمشان. درسهایی آموخته ام که برای هر انسانی آموختنش آرزوست و شاید برای همین هم دلم نمی خواست اینگونه از این منزل مالوف رانده شوم.

دلم می خواست موقع رفتن پستی بنویسم و از یکایک دوستانی که در این مدت موجب آرامش ذهنی و روانی من بودند تشکر کرده و از آنان حلالیت بطلبم اگر آگاهانه یا ناآگاهانه گاهی موجب رنجش خاطر آنان شده ام. اما نشد...

اگرچه دوستانم در خارج از کشور کماکان به این وبلاگ دسترسی دارند لیکن بدلیل فیلترینگ آن در ایران مجبورم که از این خانه مجازی رحل اقامت به جای دیگر افکنم. به زودی با آدرسی دیگر به جمع شمایان خواهم پیوست لذا در همین جا از کلیه دوستان خواننده ام که وبلاگ ندارند خواهش می کنم در صورت تمایل آدرس ایمیل خود را به صورت خصوصی برای بنده ارسال فرمایند تا آدرس جدیدم را برایشان ارسال نمایم.

 

پی نوشت آخر:

گیرم که می زنید

گیرم که می بُرید

گیرم که می کشید

با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟!

 

جملگی برقرار باشید

!! نوشته شده توسط کویر | 11:29 | چهارشنبه دهم تیر 1388 •

چه کسی حرف آخر را می زند؟

 

سخنان دیروز آیت الله خامنه ای در خطبه های نماز جمعه برای بسیاری از مردم و کارشناسان داخلی و خارجی که این روزها تحولات ایران را دنبال می کنند حائز اهمیتی فوق العاده بود. رویکرد ایشان به عنوان مقامی که به لحاظ قانونی و عرفی باید بیطرفی خود را در بین جریانهای سیاسی کشور حفظ نماید می توانست در جهت حل اختلافات فعلی بین جناحهای سیاسی کشور مثمر ثمر واقع شود و از دامنه بحرانهای اخیر بکاهد.

لیکن از طرفی هم سابقه تاریخی که در خصوص موضعگیریهای قبلی ایشان در مواردی مثل قضیه 18 تیر 78 وجود داشت، باعث شده بود که حمله کوبنده رهبر علیه جریان معترض به نتایج انتخابات و دفاع جانانه ی حضرتش از دولت کودتا و بازوهای اجراییش یعنی بسیج و سپاه از نظر بسیاری از آگاهان سیاسی امر دور از انتظاری به نظر نرسد.

ایشان صحبتهای خود درباره ی انتخابات را حول سه محور ارائه کرد: مردم، نخبگان سیاسی (بخوانید کاندیداهای معترض) و رسانه های بیگانه.

طبیعی بود که در ابتدا، حضور 85 درصدی مردم مورد تقدیر و کرنش رهبر نظام قرار گیرد اگرچه خود ایشان بهتر از هرکس واقف است که این حضور میلیونی بیش از آن که نشانگر تایید حاکمیت و عملکرد آن از سوی مردم باشد، نمایشگر نارضایتی ملت از عملکرد دولت و حاکمیت بوده و انگیزه ی آنان را برای تغییر وضع موجود نشان می دهد.

آقای خامنه ای در ادامه صحبتهایش در صدد برآمد که با زدن به نعل و به میخ نقش قانونی خود را در خصوص برقراری توازن بین نیروهای صاحب قدرت و منتقدین آن ایفا نماید. در همین راستا ایشان قبل از هرچیز به دلجویی از هاشمی رفسنجانی پرداخت و صحبتهایش در تعریف از ایشان عموم حاضران در مراسم نماز جمعه را در بهتی غریب و سکوتی مرگ آور فرو برده بود. تصاویری که در هنگام ایراد این صحبتها از چهره های جان نثاران رهبر و حتی اعضای دولت از تلویزیون پخش شد ناراحتی و نگرانی آنان را به وضوح نشان می داد. لیکن دیری نپایید که معظم له با گفتن جمله ی "البته مواضع آقای رییس جمهور به مواضع بنده نزدیکتر است" موج شادی را روانه ی جمع حاضران کرد و غریو تکبیرشان که از اعماق وجودشان برمی آمد به قول خبرنگار فارس چنان بود که زمین را به لرزه درآورد.

از نظر اینجانب این جمله ی آیت الله خامنه ای یکی از بزرگترین اشتباهات او در سخنرانی دیروز بود چرا که با ایراد این جمله و جملات مشابهی که در ادامه اظهار گردید ایشان به صورت رسمی تعلق خود را به یک جناح اعلام نموده و از این به بعد نخواهد توانست حتی به صورت ظاهری هم که شده خود را فردی بین الطرفین نامیده و داعیه ی رهبری ملت را سر دهد.

از این جای سخنرانی ایشان به بعد غلبه ی احساسات در سخن و چهره ی ایشان آشکار بود و اگر تا قبل از این سخنی هم در دفاع از کاندیداهای معترض بر زبان حضرتش جاری می شد از این به بعد هرچه بود تهدید بود و سرزنش بی دریغ که نثار مردم معترض در خیابانها و رهبرانشان موسوی و کروبی گردید.

رهبر در سخنرانی دیروز خود علیرغم اینکه از کاندیداهای معترض و هوادارانشان درخواست کرد که به جای حاضر شدن در خیابانها، اعتراضات خود را از مجاری قانونی دنبال کنند، لیکن عملا با گفتن این جمله که " در کشور ساز و کار قانونی انتخابات به گونه ای است که اجازه تقلب نمی دهد آن هم با 11 میلیون رای تفاوت رای" پیگیری از مجاری قانونی را بی اثر کرد. البته ایشان قبل از این نیز چندین مرتبه بر صحت انتخابات تاکید کرده بود که اولین مورد آن بلافاصله بعد از اعلام نتایج انتخابات بود.

ادعای سالم برگزار شدن انتخابات از سوی ایشان در حالی بیان می شد که آیت الله جنتی رییس شورای نگهبان که به لحاظ قانونی مسوول بررسی شکایات مربوط به تخلف از سوی کاندیداهاست نیز در پایین پای ایشان نشسته و مشغول استماع بیانات معظم له بودند. طبیعی است که فردا روزی اگر حتی تخلفی مورد اثبات هم قرار گیرد مگر می شود با وجود این سخنان رهبر انتخابات را باطل اعلام کرد؟ بنابراین گفتن این جملات تنها یک معنی می تواند داشته باشد و آن هم اینکه همه چیز تحت کنترل حاکمیت است و اراده ی واحدی مبنی بر حفظ وضع موجود وجود دارد که به هیچ وجه من الوجوه هم قصد عقب نشینی از مواضع خود را ندارد.

آیت الله خامنه ای بهتر از این نمی توانست بر این ادعا صحه بگذارد که بگوید: " عده ای فکر می کنند که اگر به خیابانها بریزند به بهانه ی مصلحت می توانند امتیاز بگیرند. نخیر ما کوتاه نمی آییم." در ادامه ایشان مسوولیت هرگونه " خون و خشونت و هرج و مرج" را بر عهده ی رهبران معترضین آقایان موسوی و کروبی انداخته و بدینوسیله تلویحا شدت گرفتن برخوردها و سرکوب راهپیماییهای آتی را به گوش معترضان رساند. ایشان حتی موسوی و کروبی را تهدید کرد که اگر راهی جز پذیرش وضع موجود را در پیش بگیرند دوباره با مردم سخن خواهد گفت و صریحتر از این افشاگری خواهد کرد!

سناریوی تکراری بازی با احساسات هواداران و مایه گذاشتن از "جسم ناقص" و "جان ناقابل" برای بقای حکومت امام عصر از سوی نماینده ی حضرتش در جمهوری اسلامی پرده ی آخر نمایش "تهدید و اقتدار" بود که بیش از هرچیز گریه های ایشان و انصارشان را در سال 78 برای "عکسهای پاره " آن مقام عظما تداعی می کرد.

 در خصوص عواقب و بازتابهای سخنرانی اخیر مقام رهبری چند نکته قابل ذکر به نظر میرسد:

 1- بلافاصله بعد از صحبتهای آیت الله خامنه ای نیروهای بسیجی و انصار حزب الله در اکثر نقاط شهر مستقر شدند. شب گذشته در اکثر چهار راهها، نیروهای لباس شخصی مجهز به انواع و اقسام سلاحهای سرد و گرم مستقر شده و تا صبح مشغول پاسبانی بودند. بدون شک این گروهها از ساعتها قبل از آغاز راهپیمایی امروز در میدان انقلاب مستقر خواهند شد.

2- علیرغم تهدید شدید آیت الله خامنه ای، مهدی کروبی در نامه سرگشاده اش به شورای نگهبان که بلافاصله بعد از سخنان رهبری منتشر شد بر مواضع قبلی خود تاکید کرده و از شورای نگهبان خواست که "با ابطال انتخابات بقای نظام را تضمین کند." از سوی دیگر همانگونه که انتظار می رفت از شب گذشته بر موج دستگیری روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان سیاسی که از اوایل هفته گذشته آغاز شده بود افزوده شده و طبق آنچه خبر می رسد شب گذشته محمد قوچانی سردبیر روزنامه "اعتماد ملی" بازداشت گردید. پیش از این نیز خبرها حکایت از بازداشت همسر شهید رجایی و شهید همت داشت که گویا روز 5 شنبه زمانی که به قصد صحبت با مراجع دینی عازم شهر قم بوده اند در طی مسیر دستگیر گردیده اند.

3- علیرغم بسیاری از انتظارات که با سخنرانی رهبر انقلاب همه چیز را تمام شده می دانستند شب گذشته دوباره صدای الله اکبر از پشت بام منازل در اکثر نقاط تهران به گوش می رسید. علاوه بر این نه میرحسین موسوی و نه مهدی کروبی هیچکدام راهپیمایی امروز از میدان انقلاب به میدان آزادی را که قرار است راس ساعت 4 انجام پذیرد ملغی اعلام نکرده اند. درخواست مجوز این راهپیمایی از سوی مجمع روحانیون مبارز صورت گرفته بود که تاکنون استانداری تهران مخالفت خود را با برگزاری این راهپیمایی که گویا قرار است محمد خاتمی در آن سخنرانی کند اعلام کرده است. لیکن پیش بینی می شود که با توجه به صدور مجوز سرکوب از سوی حاکمیت در صورت برگزاری این تظاهرات شاهد بروز خشونت و درگیری بین تظاهر کنندگان و نیروهای امنیتی و شبه امنیتی باشیم.

4- پیش بینی اینکه سرانجام اعتراضات مردمی به کجا خواهد انجامید تا قبل از مشخص شدن تکلیف راهپیمایی امروز قدری مشکل به نظر می رسد. لیکن آنچه که مبرهن است نقش رهبران جنبش اعتراضی مردم یعنی آقایان موسوی و کروبی در تداوم اعتراضات تعیین کننده خواهد بود. بنابر شواهدی که تا هم اکنون در دسترس است هیچ گونه قصدی مبنی بر تسلیم و تمکین در برابر سخنان رهبری از سوی این دو نفر مشاهده نمی شود. طبیعی است که حضور رهبران در کنار مردم در راهپیمایی امروز دامنه ی اعتراضات را بسیار گسترده تر خواهد کرد و بر جرات و پشتگرمی ملت خواهد افزود. اگرچه در صورت وقوع چنین رویدادی باید منتطر بازداشت و دستگیری موسوی و کروبی و اطرافیان انها باشیم. از طرفی راهپیمایی امروز، دخالت گسترده ی سپاه را برای رفع آنچه که از طرف آنها "فتنه" و "شورش" خوانده می شود در پی خواهد داشت. در هر صورت این اتفاق می تواند نقطه عطفی در شکل گیری جریان اپوزیسیون در جمهوری اسلامی باشد چرا که تاکنون هیچ جریانی بدین گستردگی در مقابل اراده ی رهبر نظام شکل نگرفته است به ویژه که رهبری آن را افراد معتبری از درون جریان حاکمیت بر عهده گرفته باشند. تعیین تکلیف راهپیمایی امروز از جهت دیگری نیز قابل اهمیت به نظر می رسد و آن هم مشخص شدن این نکته خواهد بود که آیا مانند ۱۰ سال قبل بیانات رهبر "فصل الخطاب" خواهد بود یا این بار خواست و اراده ی مردم سرنوشت دیگری را رقم خواهد زد؟

 

 

!! نوشته شده توسط کویر | 14:26 | شنبه سی ام خرداد 1388 •

سکوتم از رضایت نیست

اول

سکوت کرده بودم نه از سر رضایت که این روزها سکوت هیچکس از سر رضایت نیست. سکوتم بیش از هر چیز دیگر شبیه بغضی بود که وقتی عزیزترینی را از دست می دهی، راه گریه را بر تو می بندد، مبهوت می شوی و فقط شیون دیگران را نظاره می کنی بر سر نعشی که تو هم باید برای از دست دادنش زار بزنی اما انگار روحت از آن تو نیست. انگار هنوز باور نمی کنی رفتنش را، نبودنش را و هجوم یکباره ی تمام احساسهای تلخی را که ناباورانه و به یکباره احاطه ات کرده اند. بهتر از این نمی توانستم شرح دهم خود را و حال و روز این روزهایم را. هزار حرف داشته ام و دارم این هر روزه ولی چه فایده که دستم به نوشتن رضا نمی داد. هنوز هم تمرکز ندارم زیر فشار این همه خشم و نفرتی که از دیو سیرتی ضحاکان ماردوش میهنم هر روز تمام وجودم را در می نوردد.

دوم

صبح روز شنبه بیست و سوم خرداد وزارت کشور "محصولی" با مخابره پیام : "کودتا با موفقیت انجام شد" به محمود احمدی نژاد اطمینان داد که انتخاب "مرد میلیاردر" به جای "مرد جاعل" انتخاب درستی بوده است و او لیاقت 4 سال دیگر ابقا در پست وزارت را دارد. همزمان با اولین ساعات شمارش آرا در حوزه های انتخابیه، روزنامه دولتی ایران ویژه نامه ای را به چاپ سپرده بود که پیشاپیش رای 24 میلیونی احمدی نژاد را تیتر اول خود کرده بود.

وقاحت بزرگتر از این نمی شد. اگر چه همه می دانستند احمدی نژاد با اطلاع از نارضایتی عمومی مردم از دولت قصد تقلب دارد و انتخاب افرادی مثل کردان و محصولی برای پست وزارت کشور نیز خود بزرگترین نشانه به شمار می رفت لیکن هیچ کس فکرش را هم نمی کرد که تقلب تا این اندازه و قیحانه و تو هین آمیز صورت پذیرد.

پروسه ی وقاحت تا بدانجا پیش رفت که محمود احمدی نژاد انگار که خودش هم باورش شده باشد بیست و چهار میلیون رای آورده درتجمع حامیانش در میدان ولیعصر در کمال جو گیری، مخالفین خود را مشتی"خس و خاشاک" تو صیف کرد. معلوم نیست که آیا اگر او راهپیمایی هرروزه ی میلیونها خس و خاشاک را که درست یک روز بعد از این سخنرانی تحریک آمیز آغاز شد پیش بینی می کرد آیا حاضر بود باز هم چنین ادبیاتی را بر زبان جاری سازد یا خیر؟ لیکن هرچه که بود سخنان عجولانه ی رهبر در تایید انتخابات خیال او را از بابت موضعی که گرفته بود راحت کرد.

راهپیمایی میلیونی مردم از انقلاب تا آزادی با همراهی میرحسین موسوی، خاتمی، کروبی، محمدرضا خاتمی، ابطحی و بسیاری دیگر از سران جبهه صلاحات اگرچه به قیمت شهادت چندین شهروند بیگناه توسط عوامل لباس شخصی مرکز مقاومت بسیج تمام شد لیکن پاسخ دندان شکنی بود به گزافه گوییهای احمقانه رییس جمهور نامشروع کشور علیه ملت. پاسخی که تا به امروز در ونک، هفت تیر و امروز در میدان امام خمینی دوباره و دوباره تکرار گردید.

کلیه این راهپیماییها از دوشنبه تا کنون به صورت کاملا آرام برگزار گردیده که در نوع خود در کشور ایران بی سابقه است. اگرچه درگیریهای پراکنده ی شبانه در کلیه ی مناطق شهر وجود  دارد و شماری از مردم نیز جان خود را در درگیری با نیروهای لباس شخصی طرفدار احمدی نزاد از دست داده اند. در یکی از خونین ترین این در گیریها بار دیگر کوی پسران و دختران دانشگاه تهران مورد تعرض نیروهای امنیتی قرار گرفته و شنیده ها حاکی از آن است که 5 نفر از دانشجویان نیز در این درگیریها جان خود را از دست داده اند.

سوم

پروسه کودتای انتخاباتی که هم اکنون شاهد آن هستیم از چند زاویه مهم قابل بررسی است که اختصارا به چند مورد اشاره خواهم داشت لیکن تفصیل هریک از این موضوعات فرصت جداگانه ای را می طلبد که در فرصتهای آتی – اگر فرصتی بماند- بدان خواهم پرداخت.

1-      مناظره های مشکوک و معنادار احمدی نژاد در جریان مبارزات انتخاباتی اش و حملات عجیب و غریب وی به باند مخالفینش که او محوریت آن را "هاشمی رفسنجانی" و فرزندانش می دانست، به همراه ساپورت تبلیغاتی شدید از طرف باند کیهان و نیروهای بسیجی و انصار حزب الله در راستای اثبات گفته های احمدی نژاد، همه و همه نشانگر این بود که اراده راسخی در جهت بدنام کردن هاشمی رفسنجانی شکل گرفته است و احمدی نژاد به واسطه ی رقابت دوره قبلش با هاشمی و البته داشتن پتانسیلهای شگفت آور در زمینه ی تخریب دیگران،  بهترین ایفا کننده ی این وظیفه خواهد بود. اراده مذکور قبل از هرچیز در صدد این است که از رسیدن هاشمی رفسنجانی به مقام "رهبری" در آینده جلوگیری کند. چرا که در صورت وقوع چنین رویدادی در هر زمانی که باشد منافع باندهای فعلی قدرت به خطر خواهد افتاد.

2-      رویداد اخیر یعنی حذف و طرد بی خطر ترین مهره های اصلاح طلبی در کشور را شاید بتوان بزرگترین اشتباه حاکمیت از ابتدای انقلاب تاکنون دانست چرا که بدینوسیله رشته ی اتصال مردم و حاکمیت از هم گسسته شد. حکومت با نادیده گرفتن اراده ی 85 درصدی ملت و به هیچ انگاشتن مردم باعث شد که امید مردم از اصلاحات قانونی و در راس آن ایجاد تغییر از طریق انتخابات بریده شود. کمتر فردی از این جماعت 85 درصدی را در انتخابات دوره های بعدی کنار صندوقها مشاهده خواهید کرد. اصلاح طلبان تا امروز تنها نقطه ی امید مردم بودند که در شرایط به ستوه آمدن ملت زیر انواع و اقسام فشارها، انگیزه ی ایجاد تغییر با رای دادن به یک نامزد اصلاح طلب عموم را به پای صندوقهای رای می کشاند لیکن اجحاف اخیر در حق آرای ملت تیر خلاصی بود بر پیکره ی نیمه جان جمهوریت نظام و اراده ی ملت تا تکلیف آنان را با حاکمیت روشن کرده باشد.

3-      مبارزات آرام و مسالمت آمیز مردم برای احقاق حقوقشان و علیه حاکمیت، برای اولین بار پس از انقلاب رهبری را به خود می بیند که اگرچه خود ریشه در همین حکومت دارد لیکن روزبروز سیاستهای غلط نشستگان بر مسند قدرت او را از حاکمیت دورتر کرده و به مردم و مطالباتشان نزدیکتر می سازد. بر خلاف محسن رضایی که "نخودی" بودن خود در انتخابات را بلافاصله بعد از اعلام نتایج با گفتن تبریک به احمدی نژاد اثبات نمود، دو کاندیدای دیگر یعنی آقایان موسوی و کروبی حداقل تا به امروز قرص و محکم در مقابل نتایج اعلام شده موضع گرفته اند و تا کنون به هیچ یک از لطایف الحیل رقبای قدرتمند خود از پای ننشسته اند. طبیعی است که توده ها با مشاهده ی همین مقاومتهاست که روحیه گرفته اند و تا جایی به پیش خواهند رفت که رهبرانشان آنها را همراهی کنند. هرگونه تعلل و عقب نشینی از سوی رهبران، مردم را سرخورده و حتی خشمگین خواهد کرد. در این میان نقش "میرحسین موسوی" با توجه به حق ویژه ای که از او سلب شده، بویژه برجسته تر خواهد بود.

4-      علیرغم تمامی مخالفتهای مردمی، به نظر نمی رسد که حاکمیت تغییر چندانی در ارده ی خود ایجاد کرده باشد. طبیعی است که از نظر حاکمیت، دادن هرگونه امتیاز به مردم باعث ایجاد توقع برای ابراز خواسته های بعدی آنان خواهد شد. بنابراین سیاست اخیر آنان بویژه با توجه به ماهیت آرام اعتراضات مردمی از این قرار می تواند باشد که مردم را درگیر فرسایش نمایند. در همین راستا آنان ممکن است سعی نمایند که بررسی شکایات قانونی کاندیداهای معترض را طولانی سازند که در این صورت برای مخالفین و رهبرشان دو راه بیشتر وجود نخواهد داشت یا با همین رویه به خالفتها ادامه دهند که طبیعتا به لحاظ عملی به مرور زمان موضع آنها ضعیف شده و به نقاط کور هدایت خواهد شد و یا با تغییر تاکتیک مبارزاتی با افزودن بر شدت تظاهراتها و خارج کردن آن از حالت "آرام" به گونه ای جدیتر مسوولین را به واکنش وادار نمایند.

5-       قدر مسلم این است که حاکمیت نمی تواند در مقابل استمرار این مخالفتها مقاومت نماید. اصولا هم اینگونه است که هیچ حکومتی در دنیا به راحتی حاضر به دادن امتیاز به مخالفینش نیست از این رو مردم به هر اندازه که برای هدفشان ارزش قائل هستند می باید بر مقاومت خود بیفزایند. طبیعی است که با کاسته شدن از شمار ملت در صورت خستگی و نا امیدی نیروهای امنیتی براحتی جمعیت باقیمانده را سرکوب کرده و پس از آن نیز غائله، با پیروزی حاکمیت و صدچندان شدن کنترلها علیه ملت  به پایان خواهد رسید از این رو مردم اگر به صورت جدی در صدد تغییر و بهبود وضعیت کشور هستند می باید خود را برای پرداخت بهای سنگین آن نیز آماده کنند. مسلما نتایجی که در صورت پایداری به دست خواهد آمد ارزش این مقاومتها و سختی ها را خواهد داشت.

 

!! نوشته شده توسط کویر | 1:1 | جمعه بیست و نهم خرداد 1388 •

ای خدا دلگیرم ازت

شب را تا صبح نخوابیده ام. ساعت 7 صبح است. قبل از اینکه از خانه بیرون بزنم تلویزیون را روشن می کنم. گوینده ی  خبر تیر خلاص را می زند:" از مجموع تعداد 36095 صندوق‌ شمارش شده (78 درصد كل صندوق‌ها)، 28 ميليون و 909 هزار و 689 راي شمارش شده، محمود احمدي‌نژاد 18787766 راي معادل 64.98 درصد، …"  تلویزیون را خاموش می کنم. از خانه بیرون می زنم. چقدر همه چیز دلگیر است. انگار روی زمین گرد مرگ پاشیده باشند. سوار ماشین می شوم… امروز حوصله ی هیچ کس را ندارم. سی دی پلیر را روشن می کنم: ای خدا دلگیرم ازت ، ای زندگی سیرم ازت…

 

پی نوشت: اگر دیگر پای رفتن مان نیست، 

 باری 

 قلعه بانان 

 این حجت با ما تمام کرده اند

که اگر می خواهیم در این سرزمین اقامت گزینیم 

 می باید با ابلیس قراری ببندیم.

الف. بامداد

!! نوشته شده توسط کویر | 8:36 | شنبه بیست و سوم خرداد 1388 •

ملاحظات را کنار بگذارید: به کروبی رای می دهیم

1-     بسیاری از کسانی که انتخابات ریاست جمهوری دوره قبل را تحریم کرده بودند، استدلالشان این بود که بعد از 8 سال اصلاح طلبی رییس جمهور دوره بعد باید کسی باشد که گامهای بعدی اصلاحات را بردارد نه اینکه جامعه به عقب برگردد. واقعیت این است که در آن دوره حتی کاندیداهای اصلاح طلب مثل کروبی و معین از قدرت و قوت لازم و برنامه مشخص برای انجام چنین هدفی برخوردار نبودند. کروبی اما بلافاصله پس از باختن انتخابات به نقاط ضعف خود که مهمترین آن نداشتن تیم قوی و برنامه مشخص و رو به جلو بود پی برده و در 4 سال گذشته به بهترین وجه ممکن به ترمیم خود پرداخت. نتیجه این است که امروز بنده و بسیاری مثل من معتقدند که کروبی چندگام از خرداد 76 جلوتر است. مطالبات او که اغلب مطالبات مدنی هستند در کنار صراحت و جسارت خودش و اطرافیانش او را یک سر و گردن از دیگر کاندیداها بلندتر نشان می دهد. رای من و امثال من به کروبی بیش از هرچیز به خاطر همین خصلت نیکوی است که این مرد دارد. او براستی لقب "اصلاح طلب عملگرا" را یدک می کشد. در این روزهای اخیر اعلام خبر عضویت جمیله کدیور به عنوان اولین وزیر زن در جمهوری اسلامی نشان داد که کروبی بیشتر از حرف زدن دیگران عمل می کند. رای ما به کروبی احترامی است به همه کسانی که برای آزادی این ملت سالها در زندان مانده اند، رای ما به کروبی اعلام حمایت از دانشجویان ستاره داری است که از حق مسلم تحصیل محروم شده اند. رای ما به کروبی رای به آزادی مذاهب است و اعلام همدردی با دراویش ، بهائیان و دیگر مذاهب و ادیانی که مورد ظلم و کم لطفی حکومت قرار گرفته اند. رای ما به کروبی درودی است بر او که حقیقت را فدای مصلحت نمی کند

2-     این روزها "موج سبز" مد شده است. نوارهای  سبزی که امروز در کوچه و خیابان بر سر و دست و گردن جوانان مشاهده می کنیم برای آنان در حکم برندهایی مثل D&G ، GAP ، JURDANO ، CHANNEL  و...است یعنی همان قدر رضایت بخش. در این یکی دو هفته اخیر میرحسین بهانه ای شده بود برای جوانانی که عمریست کوچکترین شادی دستجمعی هم از آنان دریغ شده است تا به خیابانها بریزند و به انواع و اقسام هنرنماییها بپردازند. اگرچه دیدن این جماعت خوشحال و پرانرژی موجب خوشحالی هربیینده ای می شود لیکن دیدن این موج سبز نویسنده را از چند منظر نگران می کند: اولا همیشه تب تند زود عرق می کند. چه میرحسین رای بیاورد و چه نیاورد این موج سبز در مدت کوتاهی سرخورده خواهد شد چرا که واقعیت این است که اوضاع مملکت قرار نیست تغییر چندانی پیدا کند. همه ی این جماعت ممکن است تحریمیهای انتخابات بعد باشند. ثانیا فضای کشور بعد از انتخابات، مجددا به شدت امنیتی خواهد شد بویژه اگر احمدی نژاد انتخاب شود. همیشه امواج احساسات ملت موجب نگرانی نخبه گرایان است. قصد مقایسه ندارم اما باید بدانیم که دیکتاتورانی چون موسولینی و هیتلر هم با رای مردم انتخاب شدند و هوراهایی که در سخنرانیهایشان کشیده می شد بسی بلندتر از هوراهای امروز ملت برای سیاستمداران پوپولیس ما بود.این روزها هم موج احساسات سبز ملت آدم را نگران می کند. نگرانی که معنی آن را در آینده ای نزدیک درخواهیم یافت.

3-     مناظره های انتخاباتی مهمترین تحول انتخاباتی این دوره بود که موجب روشن شدن بسیاری از حقایق برای مردم گردید. از دل این مناظره ها حقایقی بیرون آمد که اگر به خاطر جریان رقابت انتخاباتی نبود محال بود که حالا حالاها فاش شود. یکی از واضحترین این حقایق قضیه ی دخالتهای نابجای سپاه در مدیریت کشور در زمان دولت موقت مهندس بازرگان بود که محسن رضایی در مناظره با احمدی نژاد با افتخار آن را بر زبان آورد و حال آنکه اگر قرار بود در یک مصاحبه ی مستقل در این خصوص توضیح بدهد محال بود با چنین صراحتی بگوید:" اغلب فرمانداران و بخشداران دولت موقت را سپاه انتخاب می کرد."

4-     آزادیهای اجتماعی در انتخابات اخیر در کل سالهای پس از انقلاب بی سابقه بود. دامنه شعارهای ضد دولتی شب گذشته حتی به "ولایت فقیه" هم رسیده بود و مردم هر شب تا صبح در خیابانها به تبلیغات و مناظره می پرداختند. علاوه بر این درگیریهای فیزیکی بین هواداران نامزدها در این دوره به حداقل خود رسیده بود. اگرچه طرفداران احمدی نژاد با پخش شایعات مربوط به کشته شدن اعضای ستادی خود قصد مظلوم نمایی و جلب ترحم داشتند لیکن درگیریهای فیزیکی به جز در چند مورد محدود در جنوب شهر در سایر نقاط تهران کمتر قابل مشاهده بود. این مساله بیش از هرچیز نشانگر پیشرفت جامعه ایرانی در تحمل نظرات مخالف و در کمال خوشوقتی گامی بسوی دموکراسی است.

5-     واقعیات موجود نشان می دهد که در صورت پیروزی هریک از کاندیداها چه اصولگرا و چه اصلاح طلبی احتمال ایجاد تشنج در جامعه وجود دارد. اگر احمدی نژاد انتخاب شود مسلما موج تغییرخواهانی که این روزها به خیابان گردی عادت کرده اند به خیابانها خواهند ریخت و به نتیجه اعتراض خواهند کرد و اگر هم موسوی یا کروبی رای بیاورند این بار طرفداران خشن احمدی نژاد خواهند بود که موجب اغتشاش و درگیری خواهند شد. این امر به ویژه با بیانیه دیروز دفتر سیاسی سپاه مبنی بر "نگرانی از انقلابهای مخملی رنگین در کشور" بیشتر محتمل به نظر می رسد.

6-     طی روزهای اخیر افراد زیادی را دیده ام که دل در گرو مواضع کروبی دارند لیکن از ترس انتخاب مجدد احمدی نژاد قصد دارند به موسوی رای دهند که از نظر آنان رای بیشتری دارد و هرچقدر هم بر رایش افزوده گردد از احتمال پیروزی احمدی نژاد کاسته می گردد. مایلم به اطلاع ان دسته از دوستان برسانم که اگر قرار باشد احمدی نژاد در مرحله اول رای بیاورد باید 50 درصد کل آرا را از آن خود کند و حال انکه واقعیتهای موجود نشان می دهد تحقق چنین امری در مرحله اول برای او محال است. ضمن اینکه بهرحال حضور هر دو کاندیدای اصلاح طلب افراد بیشتری را به پای صندوقهای رای خواهد کشاند و جالب اینجاست که بدانیم اگر مشارکت مردمی در انتخابات به 75 الی 80 درصد کل واجدین شرایط برسد احتمال رفتن دو کاندیدای اصلاح طلب به مرحله ی بعد و شکست احمدی نژاد در همان مرحله ی اول هم دور از ذهن نخواهد بود. از این رو توصیه اینجانب به این دسته از افراد این است که بدون نگرانی رای خود را به نام آقای کروبی به صندوق بیاندازند و از بابت محاسبات اینگونه حداقل در مرحله ی اول نگران نباشند.

7-     دوهزار و پانصد و اندی سال پیش داریوش کبیر پادشاه بزرگ ایران زمین از خدا خواست که مملکتش را از دشمن و دروغ و خشکسالی محفوظ نگه دارد. امیدوارم که فردا روز اجابت این دعا باشد...

 این دو لینک را هم بخوانید:

 

 حمایت افشین قطبی از کروبی: برای تغییر رای می دهم

 با قلبی فشرده به کـــروبــی رای می دهم

 

 

!! نوشته شده توسط کویر | 17:16 | پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 •

ائتلاف، فرصتی که برای اصلاحات از دست رفت

 بیشتر از دو روز به انتخابات دهم ریاست جمهوری نمانده و اگر تا امروز کسانی بودند که چشم به ائتلاف دو طیف اصلاح طلب دوخته بودند تقریبا می توان گفت از امروز امیدهای خود را از دست رفته می بینند.

دو روز پیش شایع شده بود که موسوی ، خاتمی و هاشمی رفسنجانی در منزل کروبی با وی دیدار داشته و بسته پیشنهادی برای کناره گیری وی ارائه کرده اند که شیخ آن را رد کرده است. تلاشهایم برای کسب اطمینان از صحت خبر با عناصر موثقی از هر دو طرف به این نتیجه انجامید که نه تنها چنین دیداری صورت نگرفته بلکه هر دو گروه به شدت بر عدم کناره گیری یکدیگر تا پایان وقت رای گیری در روز 22 خرداد تاکید دارند.

یکی از نمایندگان سابق مجلس که امروزه حامی موسوی به شمار می رود علت این تاکید را امکان وجود تقلب در انتخابات ذکر کرد. او معتقد است که "می خواهند احمدی نژاد را با اختلاف اندکی برنده اعلام کنند" بنابراین وجود هر دو کاندیدا، با همان دلیل قبلی یعنی امکان داشتن دو تریبون جهت اعتراض ضرورت پیدا می کند. این افراد استدلال می کنند که در هر صورت احمدی نژاد نمی تواند 50 درصد آرا را به دست آورد و انتخابات به مرحله دوم کشیده می شود و در مرحله دوم همه اصلاح طلبان به میرحسین رای می دهند. مبرهن است که استدلال مذکور دارای اشکالات اساسی می باشد.

اولا اگر بنا باشد تقلبی صورت گیرد، مطمئنا در مرحله ی اول نخواهد بود چرا که اختلاف محبوبیت این ۴ نفر آنچنان چشمگیر نیست که کسی بتواند کسب ۵۰ درصد آرا را توسط هریک از آنان در همان مرحله ی اول باور کند. ثانیا اگر موج سبزیها معتقدند که احمدی نژاد و موسوی به دور دوم راه پیدا می کنند و در آن مرحله قرار است تقلب شود، باز واضح است که در آن مرحله کروبی حضور نخواهد داشت و چه بسا که حتی بسیاری از هواداران کروبی در مرحله ی دوم به میرحسین رای ندهند. چرا که حسن نیتی از جانب او مشاهده نکرده اند. در حالی که همین افراد در صورت ائتلاف به موسوی رای می دهند و چه بسا که موسوی با اتکا این رای در همان مرحله اول حتی انتخاب شود.

در سوی دیگر اطرافیان شیخ مهدی کروبی ارائه ی هر گونه پیشنهادی را از طرف طیف موسوی تکذیب می کنند. در حالی که تمایل به مذاکره از طرف این جناح کاملا مشهود است. اگر کروبی به شدت بر موضع خود مبنی بر عدم انصراف پافشاری می کند دلیل عمده اش همان است که از قبل نیز وجود داشت: بی اعتناییها و بی حرمتیهای مکرر به شیخ اصلاحات از سوی سایر اصلاح طلبان.

عقیده ی نویسنده بر این است که میرحسین موسوی می توانست با احترام گذاشتن به شیخ به حضور او برود و چنانکه قبلا نیز گفته ام با سهیم کردن او در قدرت خواستار انصراف وی شده و از طریق توافق با شیخ، حمایت هوادارانش را به دست آورد. وجود چنین ائتلافی چند مزیت عمده داشت:

1-     قبل از هر چیز این ائتلاف می توانست نشانگر رشد "عقلانیت سیاسی" در ایران و پیشرفت در راهکارهای مسالمت آمیز کسب قدرت باشد و دورنمای خوشایندی از خردگرایی را در سپهر سیاسی ایران نمایان سازد.

2-     در آستانه ی انتخابات این ائتلاف می توانست موجب همدلی اصلاح طلبان و تزریق روحیه ای جدید به این گروه شده و حتی بسیاری از اصلاح طلبان مردد را به سمت صندوقهای رای هدایت کند.

3-     ائتلاف ، می توانست تاییدی باشد بر "احساس خطر هر دو کاندیدای اصلاح طلب برای وطن" و شائبه های مبتنی بر قدرت طلبی این افراد را از بین ببرد.

4-     ائتلاف بین دو جناح می توانست موجب تقویت بدنه کارشناسی دولت و بدنه سیاسی اصلاح طلبان پس از انتخابات باشد و راه را برای کسب موفقیتهای بعدی آنان در انتخاباتهای بعدی مجلس و شورا باز نماید.

البته با روحیاتی که در میرحسین موسوی سراغ داریم ،عدم پذیرش چنین پیشنهادی از سوی وی امری طبیعی تلقی می شود. او به شدت قصد دارد خود را مستقل نشان دهد. تاکید وی بر بسیج در فیلم دوم انتخاباتی اش ، همچنین صحبتهای مشابه او در برنامه دیشب گفتگوی ویژه خبری در مورد بسیج و اصولگرایی همه نشان از این دارد که میرحسین به شدت روی رای اصولگرایان حساب باز کرده است از این رو ائتلاف با کروبی "داعیه ی استقلال" او را بی اعتبار کرده و موجب از دست رفتن آرای اصولگرایان به نفع وی خواهد شد.

موضعگیریهای اخیر موسوی و تاکیدهای مکرر او بر مواضع قبلی اش و اینکه " من همان میرحسین اول انقلابم"، در کنار مقاومت او در خصوص ائتلاف با کروبی ، همچنان مرا مجاب می کند که باید روی برگه رای نام "کروبی" را بنویسم.

!! نوشته شده توسط کویر | 9:30 | چهارشنبه بیستم خرداد 1388 •

ائتلاف سبزها و سفیدها؛ آیا ممکن است؟

در چهار روز مانده به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و در موقعیتی که هر چهار کاندیدای موجود هر آنچه را که در چنته داشته اند رو کرده اند، شرایط در اردوگاه اصلاح طلبان چندان اطمینان بخش به نظر نمی رسد.

مناظره های برگزار شده، در مجموع اقبال عامه مردم به احمدی نژاد را بیشتر کرده  و افزوده شدن بر شمار هواداران احمدی نژاد، منتقدان رییس جمهور فعلی و برنامه های خانمان برانداز او را به شدت نگران کرده است.

احمدی نژاد با اتکا به امکانات دولت و با سرمایه ای ارزان قیمت به نام "دروغ" توانسته است در این روزهای اخیر بسیاری از آرای مردم را به سمت خود جلب نماید. انتقادات او از مافیای قدرت در ایران و چهره ی ضد اشرافیتی که از خود به نمایش گذاشته و تاکید مصرانه ی او بر حساب پاکش توانسته دوباره – اگرچه نه به اندازه ی 4 سال قبل- توده ها را به سمت وی متمایل نماید. واقعیت این است که موسوی و کروبی در مناظره با احمدی نژاد نتوانستند آن گونه که باید از پس گفتار مسلط و ذهن منسجم او برآیند و او توانست با اتخاذ تاکتیکهای مردم پسند –اگرچه سراسر مکر و خدعه- چونان عمرو عاص بر ابوموسایان اشعری جبهه ی اصلاحات چیره شود. البته چنان که در پست قبلی نیز گفته ام بیان بسیاری از حقایق و ایراد شبهاتی از سمت کروبی در مورد احمدی نژاد خود به نوعی می تواند موجب طرح ادعای پیروزی کروبی شود. ادعایی که در نظر سنجی امروز سایت عصر ایران هم البته تایید شده بود. لیکن واضح است که کروبی ذهن منسجمی ندارد و با اضافه و پراکنده گویی نتوانست از پس زبان موذیانه ی محمود برآید. از طرفی اطرافیان موسوی نیز اصرار دارند که او را به واسطه ی اتخاذ رویه سکوت و رعایت اخلاق در مناظره با احمدی نژاد، برنده بخوانند و حال آنکه واقعیت چیز دیگری است. مشاهدات نشان می دهد که علیرغم ایراد این نظریات از سوی قشر روشنفکر و تحصیلکرده، عوام همچنان به راه خود می روند.

اما در میان دو کاندیدای اصلاح طلبان آنچه که تا به امروز از شواهد به دست می آید این است که میرحسین موسوی در میان مردم تهران و شهرستانها از هواداران به مراتب بیشتری از کروبی برخوردار است. اگرچه کروبی نیز آرای قاطعی را در استانهای زاگرس نشین و حتی در تهران به همراه دارد که بنا به پیش بینی نویسنده به 6 یا 7 میلیون می رسد. لیکن مساله اینجاست که با توجه به شکست آرای اصلاح طلبان بین موسوی و کروبی و برخورداری احمدی نژاد از یک سری رای ثابت بعلاوه آرای متمایل شده به سمت او پس از مناظره های اخیر، شرایط برای کسانی که امید به رفتن احمدی نژاد دارند قدری نگران کننده به نظر می رسد. جالب اینجاست که به عقیده ی اینجانب حتی محسن رضایی هم که امیدی برای شکست رای احمدی نژاد به شمار می آمد پس از موضع گیریهایش علیه سیاستهای احمدی نژاد، اکنون به نظر می رسد قسمت زیادی از آرای خود را از اصلاح طلبان برخواهد داشت. پیش بینی می شود بعد از مناظره اش با احمدی نژاد سهم او از رای اصلاح طلبان حتی بیشتر از این هم بشود.

اینک سوال اینجاست که چه باید کرد؟ اینجانب علیرغم اینکه هنوز هم تیم کروبی را شایسته تر از موسوی می دانم لیکن با توجه به واقعیتهای موجود و احساس خطری که از ناحیه احمدی نژاد متوجه آینده کشور می باشد بهترین راه حل فرار از شرایط موجود و راحت شدن خیال اصلاح طلبان از بابت "فاجعه ی احمدی نژاد" را ایجاد ائتلاف بین کروبی و موسوی می بینم.

لیکن باید بگویم که ائتلاف با کناره گیری فرقهای اساسی دارد که مهمترین فرق آن شاید این باشد که در "کناره گیری" یک کاندیدا بدون بدست آوردن امتیاز خاصی از طرف مقابل تنها به خاطر اینکه شرایط خود را کاملا نا امید کننده می یابد، در جهت حفظ پرستیژ سیاسی خود و محکم شدن موضع فردی که به او از لحاظ مرام و مسلکی و یا فکری نزدیکتر است کنار می کشد لیکن ائتلاف زمانی اتفاق می افتد که یک کاندیدا موضع خود را چندان ضعیف تر از طرف مقابلش نمی بیند لیکن اطمینان قطعی از پیروز شدن بر رقیب مخالف را با دستاوردی حداقلی از قدرت معاوضه می نماید. چنانکه در انتخابات میان حزبی دموکراتها در انتخابات اخیر آمریکا شاهد بودیم هیلاری کلینتون اگرچه اسما به نفع اوباما کنار رفت لیکن مشخص بود که او این کار را در قبال دریافت یک امتیاز مشخص انجام داده است. انتصاب او به عنوان وزیر امور خارجه آمریکا بعد از انتخاب اوباما "موضوع معامله ی" او با اوباما را برملا ساخت و همه چیز هم البته به خیر گذشت.

 ائتلاف کروبی و موسوی،  اما چگونه؟

 در شرایط فعلی که هر دو کاندیدای اصلاح طلب نهایت استفاده را از دو تریبون خود برده اند و به نوعی بهانه شان برای عدم کناره گیری به نفع همدیگر در حال کمرنگ شدن است، بهترین کار، هم از جهت روشن شدن تکلیف جبهه ی اصلاح طلبان و هم از جهت اطمینان این جناح در مورد پیروزی بر احمدی نژاد آن است که در همین یکی دو روز آینده جلسه ای اضطراری بین دو کاندیدا و البته با حضور کارشناسان هر دو طرف برگزار شود. موضوع مذاکره می تواند واگذاری حداقل 5 وزارتخانه در دولت میرحسین موسوی به حزب اعتماد ملی در ازای کناره گیری کروبی از کاندیداتوری به نفع  میرحسین موسوی باشد. البته اگر حزب اعتماد ملی بخواهد موضع محکمتری در دولت آینده داشته باشد باید قید کند که یکی از دو وزارتخانه ی مهم خارجه یا وزارت کشور باید در زمره ی این 5 وزارتخانه قرار گیرد. باقی توافقات می تواند در مذاکرات طرفین تعیین گردد. در شرایط اخیر این تصمیم بدون شک می تواند امید اصلاح طلبان را برای شکست احمدی نژاد به یقین تبدیل نماید. ضمن اینکه در دیگر سو موجب ترمیم شکاف بین اصلاح طلبان شده و منافع هر دو طرف را تامین خواهد کرد.

در این میان آنچه که محل تردید است موضع میرحسین موسوی در خصوص پذیرفتن این پیشنهاد می باشد چرا که کروبی قبلا بارها اعلام کرده که در این خصوص حاضر به چانه زنی است.  به نظر می رسد اگر اطرافیان میرحسین بتوانند او را به پذیرفتن چنین پیشنهادی راضی نمایند و چنین توافقی بین طرفین حاصل شود افق آینده ی اصلاحات در ایران سپیده دمانی روشن را نوید خواهد داد و گرنه همه چیز به اما و اگرها کشیده شده و در بهترین حالت نتیجه به دور دوم کشیده خواهد شد. ضمن اینکه اختلاف اندک بین آرا نگرانی ها را در مورد دست بردن در صندوقهای رای بیشتر از همیشه بالا خواهد برد.

اینک باید بنشینیم و ببینیم سران هردو جناح در این روزهای آخر چه تاکتیکهایی را برای پرکردن صندوقها به نفع خود اتخاذ خواهند کرد و سکان هدایت  کشتی ریاست جمهوری  به دست کدام یک از این مدعیان ریاست خواهد افتاد.

 

!! نوشته شده توسط کویر | 21:2 | یکشنبه هفدهم خرداد 1388 •

کروبی باز هم جور اصلاح طلبی را کشید؛ به بهانه مناظره ی کروبی- احمدی نژاد

 

مناظره کروبی- احمدی نژاد که خیلیها انتظار آن را می کشیدند لحظاتی پیش به پایان رسید. نکات چندی در این مناظره قابل ذکر به نظر می رسد:

1-     چنانکه از نظر اغلب آگاهان سیاسی قابل پیش بینی به نظر می رسید احمدی نژاد با شناختی که از روحیات شیخ مهدی کروبی داشت این بار با ترفند "آمار و نمودار" به میدان آمده بود. او بیشتر از هرکس می دانست که کروبی مرد مصلحت اندیشی و سکوت نیست و این خصلت ممیز ترین وجه شخصیت وی بخصوص در انتخابات اخیر بوده است. لیکن این بار قرعه هم با کروبی یار بود تا آغاز کننده ی بحث باشد و جنجالی ترین دروغهای احمدی نژاد را به عنوان آغاز بحث برملا کند. اگرچه کاملا مشخص بود که "محمود" زیر بار نخواهد رفت و تکذیب خواهد کرد. او که در دروغ گفتنهای بزرگ معروفیت دارد جریان" هاله نور" را تکذیب کرد تا همه کسانی که فیلم ملاقات او با جوادی آملی را در سایت یوتوب و یا از طرق دیگر دیده اند یکصدا بگویند: بر "رییس جمهوردروغگو لعنت"

2-     چنانکه کروبی هم به درستی اشاره کرد آمار ارائه شده از سوی احمدی نژاد کاملا ساختگی و دروغین بود. تهیه این نمودارهای دروغین ساده ترین و پیش پا افتاده ترین کار دولت و وزارتخانه های تابع آن در سالهای اخیر بوده است اما آنچه که کروبی نگفت این بود که نقل قول هرگونه آمار از هر مرجعی مثل بانک مرکزی باید بر روی اوراق و اسناد ممهور به مهر و نشان آن مرجع بوده و یا از منابع قابل دسترس همگان باشد. به عبارتی احمدی نژاد باید آدرسی می داد که هر بیننده ای بتواند صحت گفتار او را ببیند از این رو کلیه آمار او از ابتدا تا انتها پشیزی ارزش ندارد. علاوه بر این مقایسه های آماری او همه بین دهه ۶۰ و  الان بود، یعنی زمانی که میرحسین موسوی نخست وزیر بوده است. این مساله نشان می دهد که احمدی نژاد رقیب اصلی خود را میرحسین موسوی می داند و تمام حملات خود را متوجه او کرده است.

3-     کروبی با شجاعت و صراحت مهمترین فسادهای دولت احمدی را برملا کرد: از جریان ثروت باد آورده ی صادق محصولی گرفته تا 300 میلیارد تومان مفقود شده از شهرداری در دوران احمدی نژاد و حواله 700 میلیون دلاری که بنا به توصیه ی احمدی نژاد قرار بوده از جانب بانک مرکزی به فردی واگذار شود و بانک مرکزی مخالفت نموده است. او به این وسیله پرده از ریشه های  اختلافات احمدی نژاد و بانک مرکزی برداشته و رییس جمهور را مورد سوال قرار داد. کروبی همچنین قطع همکاری و اختلاف خوش چهره،  دانش جعفری ، افروغ و ... را به عنوان نشانه های ضعف احمدی نژاد و سیاستهای اقتصادی غلط او برشمرد. اگرچه احمدی نژاد نیز سعی کرد با علم کردن جریان شهرام جزایری شیخ را زیر سوال ببرد لیکن سوال او در مورد پرونده ای که رای آن صادر شده و اعطا کننده ی وجه در زمانی که پول را به کروبی داده مجرم نبوده و درخواستی هم نداشته نمی توانست هیچ هدفی جز همان تخریبهای ویژه اش داشته باشد.

4-     احمدی نژاد با دست گذاشتن روی داراییهای شخصی شیخ و اطرافیانش قصد داشت همان فیلم انتخاباتی 4 سال پیش را بازی کرده و خود را در مقابل اشرافیت نشان دهد و حال آنکه دخالت در حوزه ی ثروت و داراییهای شخصی افراد امروزه از نظر اغلب آحاد جامعه امر مذمومی به شمار میآید که حتی اگر هم شبهه ای در این زمینه وجود داشته باشد مرجع رسیدگی کننده به آن هرکه باشد احمدی نژاد نیست.  اینکه  پیرمردی مثل کروبی بعد از این همه سال در قدرت بودن حالا خانه ای 300 ، 400 متری در بالای شهر داشته باشد نه از نظر مردم مذموم است و نه تعجب برانگیز. کیست که در آن موقعیت باشد و نداشته باشد؟ طبیعتا مردم ایران انتظار نخواهند داشت که رییس جمهور و یا سایر مقاماتشان با گداصفتی و فقر زندگی کنند؟ یا بهتر بگوییم ادای مستضعفین را در بیاورند. الحمد لله که این ارزشهای انقلابی ریاکارانه و مزورانه  این روزها در حال تضعیف شدن است.

5-     کروبی در این مناظره مرام اخلاقی و تعهد خویش به شهروندان ایرانی را به نمایش گذاشت. او با دفاع از زهرا رهنورد ، همسر مهندس موسوی که رقیب او نیز به شمار می رود نشان داد که دفاع از حقوق شهروندان برای او تنها در حد شعار نیست.

6-     کروبی مرد هوشمندی است. او با شناخت کامل از احمدی نژاد این فرصت را به او نداد که در پایان وقت کافی برای تخریب او داشته باشد. او 2 دقیقه از وقت خود را علیرغم تمایل مجری برنامه برای پایان نگه داشت و اتفاقا همین مساله هم باعث شد که احمدی نژاد رودست بخورد و نتواند به هدف نهایی خودش که گفتن و رفتن بود برسد. دخالتهای کروبی در صحبتهای احمدی نژاد و پریدن میان صحبتهای او را اگرچه از نظر عدم رعایت قوانین مناظره شایسته نمی دانم لیکن در جواب کسی که به هیچ معیاری پایبند نیست چندان هم بد به نظر نمی رسید.

7-     احمدی نژاد سعی داشت با مظلوم نمایی و اینکه در مورد زنش مطلب نوشته اند در حالی که به اصل موضوع اشاره نمی کرد این بار خود را قربانی مساله ناموسی جلوه دهد که کروبی با همان شیوه ی معروفش قضیه ی رهنورد و "بگم بگم" او در مقابل موسوی را به رخش کشید و به این وسیله این حربه را از او گرفت.

8-     کروبی به صراحت سیاست خارجی احمدی نژاد را در خصوص اسرائیل و آمریکا زیر سوال برده و با بیان اینکه امثال چاوز اوباما و صدام را تنگ تر از جنابعالی در آغوش می کشند و تایید سیاست خارجی مبتنی بر منافع ملی آنان نکته مهمی را به گوش احمدی نژاد و ملت رساند و آن هم اینکه سیاست خارجی هر کشور تابعی از منافع ملی آن کشور است. اگرچه او برای بیان صریح این حقیقت در مضیقه بود لیکن در مقابل احمدی نژاد که سعی داشت جزم اندیشی خود در سیاست خارجی را با زدن مثالهایی از ضدیت امام با اسرائیل به کرسی تایید بنشاند با بیان این نکته که "اگر ما آن موقع مخالف اسراییل و آمریکا بودیم موضع امام بود" راه رابرای انعطاف در سیاست خارجی دولت احتمالی اش باز گذاشت.

9-     کروبی با شجاعت احمدی نژاد را وابسته به جریان مخالف امام خمینی دانست. موافق یا مخالف امام خمینی بودن اگرچه از نظر شخص اینجانب ملاک مناسبی برای صلاحیت کاندیداها به شمار نمی آید لیکن در انتخابات اخیر هریک از کاندیداها با بیان خاطره از امام خمینی قصد مشروع جلوه دادن و برتر نشان دادن خود به دیگری را دارند. از این منظر امشب کروبی توانست به صراحت حربه ی احمدی نژاد را از دست او بگیرد. وی حتی هیچکاره بودن احمدی نژاد در جریان انقلاب را با بیان اینکه" زمانی که شما بخشدار ماکو بودی من نایب رییس مجلس بودم " به رخ او کشید.

10- اگرچه نمی توان هیچ یک از طرفین را پیروز قطعی مناظره ی امشب نامید لیکن اگر بیان حقایقی را که در این 4 سال دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد از رسانه ی همه گیری مثل رسانه ملی بیان نشده بود مدنظر قرار دهیم کروبی را می توان برنده نامید. او اغلب حرفهایی را که موسوی به هر دلیلی بیان نکرده بود بر زبان آورد. در این راستا اگر سکوت موسوی را ترفند او در مقابل احمدی نژاد بدانیم برای اینکه وقاحت او را نشان دهد جسارت کروبی و بیان حرفهای ملت از زبان او و فیلمهای تبلیغاتی اش مکمل خوبی برای موسوی شد تا برتری ادبیات مخالف احمدی نژاد و طالبان اصلاحات را بر ادبیات مزورانه ی رییس دولت نهم و اطرافیان وی نشان دهد.

 

!! نوشته شده توسط کویر | 1:23 | یکشنبه هفدهم خرداد 1388 •

90 سیاسی؛ مستند دروغهای احمدی نژاد

مشاهده لینکهای ذیل به همه دوستان توصیه می شود:

برنامه سیاسی 90 - مستند دروغ های دولت احمدی نژاد بخش اول

برنامه سیاسی 90 - مستند دروغ های دولت احمدی نژاد بخش دوم

برنامه سیاسی 90 - مستند دروغ های دولت احمدی نژاد بخش سوم

برنامه سیاسی 90 - مستند دروغ های دولت احمدی نژاد بخش چهارم

برنامه سیاسی 90 - مستند دروغ های دولت احمدی نژاد بخش پنجم

!! نوشته شده توسط کویر | 14:2 | شنبه شانزدهم خرداد 1388 •

زنده باد مخالف من!

در این دو روزی که از نوشتن آخرین پستم با عنوان "موسوی تو را به جدت قسم استعفا بده" می گذرد، دوستان زیادی به وسیله ی ایمیل و کامنتهای عمومی و خصوصی مرا به انواع و اقسام حرفها و تهمتها نواخته اند. از "تخریب کننده ی موسوی" گرفته تا "غرض ورزی و تلاش در جهت مرگ دموکراسی"،"دستمال به دستی هاشمی رفسنجانی"، "نوشتن به سبک احمدی نژاد"، "داشتن خوی ماکیاولیستی" و "کیهانی نوشتن" و "مزدور بودن" و بعضا فحشهایی که این حقیر از بازگو کردن آن شرم دارم ضمن اینکه در همین جا از این دسته ی اخیر به خاطر ارسال خصوصی این واژگان تشکر کرده و آبرو داریشان را سپاسگزارم.

دوستان من!

همه ی این نواختنها را گذاشته ام به حساب اینکه دوستم دارید و می خواهید به قول خودتان مرا متوجه اشتباهم کنید. اینها را گذاشته ام به حب بیش از اندازه تان به کاندیدایی که دوستش می دارید و امیدوارم روزی من هم بتوانم دوستش بدارم.

دوستان طرفدار دموکراسی و آزادی!

اگرچه این واژه ها در آب و خاک ما مبتذل تر از آن است که بخواهم به آن استدلال کنم لیکن ناچارم که به شما بگویم که آیا معنی آزادی که شما می گویید همین است؟ مرده باد مخالف من! آیا این حقیر که تاکنون حتی یک بار هم قدم در ستاد آقای کروبی نگذاشته ام باید به مزدوری او متهم شوم و به جرم حمایت از فردی که دلایل واضحی –حداقل برای خودم- جهت حمایت از او دارم صرفا به جرم اینکه کاندیدای مورد علاقه ی شما را قبول ندارم مورد توهین و افترا قرار بگیرم؟ آیا فکر نمی کنید این برخورد گزینشی شما با آزادی تفاوتهای شما را با حامیان استبداد به حداقل می رساند؟

عزیزان من!

افشای این حقیقت که یک فرد با مدرک کارشناسی ارشد معماری به دانشجویان دکترای سیاست درس می دهد، آیا برای شما هیچ اهمیتی ندارد؟ پس چه فرقی با احمدی نژاد دارید که از کردان دفاع کرد؟ یا اگر نگوییم دفاع سکوت کرد؟ آیا فکر نمی کنید به فرمایش امام اول شیعیان حب کسی چشم و گوش شما را کور و کر کرده است؟ چگونه من را به داشتن مشی کیهانی متهم می کنید وقتی هرچه گفته ام مستند بوده است؟ دوستی پاسخ داده که نه! میرحسین دکترا دارد! بسیار خوب مدارکش را رو کنید تا این جانب بلافاصله عذر بخواهم.

بنده همین که بالاجبار باید بین "بد" و "بدتر" انتخاب کنم خود برای عذابم کافی است که حالا بخواهم چشم بر نقایصی این چنینی ببندم و اسمش را بگذارم "مصلحت" که موضعم را پیش از این در قبال مصلحت گفته ام. نکند یادمان رفته که هیچ مصلحتی بالاتر از حقیقت وجود ندارد. یا شاید هم برایمان مهم نیست.

دوستان عزیزم!

اینجانب می پذیرم که تند نوشته ام اما به کسی توهین نکرده ام. فحش نداده ام. دوستی استفاده از لفظ "مادر مرده" را به عنوان توهین تلقی کرده که بنده این را می گذارم به حساب اینکه چیز دیگری بدتر از این نیافته اند. فکر نمی کنم لازم باشد معنی این اصطلاح را در بین عموم بخواهم برایتان توضیح دهم؟! ضمنا اینجانب مقاله علمی ننوشته ام که بخواهم خودم را مقید به واژه های کلاسیک کنم.

اینجانب هفته هاست که موضعم را مشخص کرده ام و تا کنون هم از انتخاب خود دفاع کرده ام و هم انتخابهای دیگران را نقد کرده ام. بارها هم از همین دوستانی که با این ادبیات با بنده برخورد می کنند خواهش کرده ام که حداقل دلایلشان را برای دفاع از "انتخابشان" مکتوب نمایند تا فضای نقد متقابل فراهم شود. لیکن به جز یک نفر که جا دارد بر او درود بفرستم، هیچ کس حاضر نشد این کار را انجام بدهد و جملگی صرفا به نقد که چه عرض کنم تخریب مطالب این حقیر بسنده کرده اند. فکر نمی کنم لازم به توضیح باشد که اینجانب ممکن است اشتباهاتی در استدلال و نقد داشته باشم ولی به کسی توهین نکرده ام لیکن اندک گذاری بر همین کامنت هایی که راجع به پست آخرم ارسال شده نشان می دهد که کدام بی انصاف تر است؟! ضمن اینکه باید دست دوستانی را که مسوولانه اظهار نظر کرده و با اینجانب مخالفت کرده اند ببوسم.

در این دو روز آن قدر ناسزا شنیده ام که تصمیم گرفته بودم مطلبی بنویسم و بگویم" به احترام استبداد سکوت می کنم" لیکن این کار را توهینی به آزادی این افراد دانستم. پس کماکان خواهم نوشت و از انتخابم دفاع خواهم کرد اگرچه از هم اکنون خیلی چیزها برایم روشن است.

از هرگونه پاسخگویی مستدل استقبال خواهم کرد و کماکان از منتقدان می خواهم که در انتقاد از بنده به کلی گویی بسنده نکرده و این حقیر را به صورت شفاف و با مصداق متوجه اشتباهاتم سازند چرا که اتهام زدن بدون دلیل عمل منصفانه ای نیست.

 جملگی برقرار باشید

!! نوشته شده توسط کویر | 9:54 | شنبه شانزدهم خرداد 1388 •